تبليغاتX
به وب خودتون خوش آمدید

به مناسبت سالروز تولد جليل شهناز، استاد موسيقى سنتى
تنفس سرانگشتان در هواى تار
شيوه مضراب زدن و كيفيت صدا دهى ساز از ويژگى هاى هنر جليل شهناز است

 
058431.jpg

آيينه هنر: نوازنده ۸۶ ساله تار، استاد جليل شهناز، از افتخارات موسيقى اصيل ايران است. جليل شهناز، در سال ۱۳۰۰ خورشيدى در شهر اصفهان در خانواده اى هنردوست ديده به جان گشود. علاقه وافر پدرش، شعبان خان، به موسيقى اصيل ايرانى، خانه ايشان را محل تجمع هنرمندان آن زمان كرده بود. ملاقات با اين هنرمندان و طنين صداى ساز در خانه، وى را از كودكى با موسيقى آشنا ساخت و الفتى عميق را در او نسبت به موسيقى سنتى ايرانى به وجود آورد. جليل شهناز، نواختن تار را ابتدا نزد «عبدالحسين شهنازى» و سپس برادر بزرگترش «حسين شهناز» فرا گرفت. استعداد و علاقه شديد وى به موسيقى به حدى بود كه در سنين جوانى شهره خاص و عام اصفهان شد. جليل شهناز، سپس به تهران عزيمت كرد و در راديو و اركسترهاى مختلف به تك نوازى پرداخت. از ويژگى هاى منحصر به فرد جليل شهناز، شيوه مضراب زدن ايشان است ك نه تنها تقليدى نيست بلكه نوعى نوآورى در نوازندگى تار به شمار مى رود. بداهه نوازى از ديگر مشخصه هاى ساز استاد شهناز است به نحوى كه مى توان هر بار قطعه  تازه اى را از اين نوازنده شهير شنيد. بسيارى از كارشناسان و هنرمندان عرصه موسيقى سنتى، روش مضراب زدن و كيفيت صدادهى ساز استاد شهناز را كم نظير مى دانند و الگوى خاص وى در نوازندگى را مى ستايند و بر اين نكته اذعان دارند كه استاد از هيچ يك از نوازندگان تقليد نكرده و آثارش همگى ساخته و پرداخته خود اوست. جليل شهناز از پركارترين تك نوازان راديو بوده و علاوه بر نواختن تار با نواختن ويلن، سنتور و ضرب نيز آشنايى دارد. «آن دانيلو» از كارشناسان فرانسوى موسيقى شرق معتقد است كه جليل شهناز در نوع خود يكى از برجسته ترين نوازندگان جهان است. گفتنى است وى از شوراى ارزشيابى هنرمندان كشور، درجه يك هنرى (معادل دكترا) دريافت كرده است. جليل شهناز در طول زندگى هنرى خود با هنرمندان والاى كشور از جمله حبيب اله بديعى، پرويز ياحقى، همايون خرم، على تجويدى، منصور صارمى، رضا ورزنده، ناصر افتتاح، جهانگير ملك، اسداله ملك، حسن كسايى و بسيارى ديگر همكارى داشته است.

+ نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 16:24 توسط محمد |

استاد فرهنگ شريف متولد سال 1310 در شهرستان آمل است و از چهار سالگي تحت تاثير آموزش موسيقي به وسيله ي پدرش و نيز رفت و آمد بزرگان موسيقي به منزل آنها خصوصا عبدالحسين خان شهنازي برادر حاج علي اكبرخان شهنازي، موسيقي را فرا گرفت. در سن دوازده سالگي نخستين تك نوازي خود را كه به صورت زنده از راديو پخش مي شد با موفقيت اجرا كرد و به دنبال آن در اغلب برنامه هاي گل ها به عنوان تك نواز آواز، خوانندگان برنامه را همراهي مي كرد. فرهنگ شريف در كارنامه هنري خود با خوانندگاني چون روح انگيز، تاج، غلامحسين بنان، شجريان، محمودي خوانساري، ايرج و ... هم نوازي داشته است و در چند فستيوال بين المللي از جمله فستيوال موسيقي برلين توانسته است ساز تار را به خوبي به جهانيان بشناسد، فرهنگ شريف چند سالي را در دانشگاه هاي مطرح امريكا به امر آموزش موسيقي مشغول بود. او نخستين هم نوازي را با خوانندگاني چون محمودي خوانساري، شجريان، اكبر گلپايگاني داشت و نخستين تصنيف اكبر گلپايگاني از ساخته هاي اوست. استاد فرهنگ شريف موفق به دريافت نشان درجه يك هنري معادل دكترا از دست آقاي خاتمي رئيس جمهور وقت شد. فرهنگ شريف در بيست و يكمين جشنواره موسيقي فجر، دو اجرا به اتفاق سعيد رودباري (نوازنده تنبك) داشت، كه بسيار تاثيرگذار بود.

گفت و گویی با استاد فرهنگ شریف

اگر موافق باشيد نخستين پرسش مان درباره ي آخرين اجراي شما در تالار وحدت باشد؟

آخرين اجراي من در تاريخ 24/10/84 به اتفاق دوست خوبم سعيد رودباري، «نوازنده تنبك»، كه به مناسبت بيست و يكمين جشنواره موسيقي فجر بود برگزار گرديد.

 

آنچه را كه آن شب نواختيد آيا از قبل طراحي شده بود؟

خير، تاكنون هيچ يك از اجراهاي من از پيش تعيين نشده؛ از پيش درآمدها، گوشه ها، چهار مضراب ها و في البداهه ها فقط ممكن است از قبل اعلام شود كه در چه دستگاهي اجرا داشته باشيم. در اجراي آن شب هم وقتي روي سن آمديم يكي از دوستان در سالن درخواست دستگاه شور كرد و از آنجا كه خودم هم در اين دستگاه اجرايي نداشتم سعي كردم اين دستگاه را با نوانس ها و ربع پرده هايش به نمايش بگذارم.

 

ظاهرا در هنگام اجرا گريزهايي هم به ساير دستگاه هاي موسيقي اصيل ايراني داشتيد؟

در اين زمينه زياد كار داشته ام در تعريف موسيقي اصيل ايراني در مدلاسيون (تعويض دستگاه) فقط يك راه تعريف شده است ولي توانسته ام در مدلاسيون شيوه نويني ابداع نمايم و فقط با تغيير يك نت به دستگاه ديگري مي روم و ديگر نيازي به مقدمه، پيش درآمد و ... نخواهد بود و اميدوارم در آينده اي نزديك اين موضوع را در قالب اجراهايي به هنرجويان موسيقي آموزش دهم.

 

در مجموع چند شب در جشنواره موسيقي فجر برنامه داشتيد؟

دو شب. نخستين شب پنج شنبه 22/10/84 در فرهنگ سراي بهمن و دومين و آخرين اجرايم نيز برنامه اي بود كه ملاحظه كرديد.

 

 

مشتاقان بي شمار شما به دليل گراني بليت (80000 ريال) نتوانستند برنامه دل خواه خود را از نزديك ببينند در اين مورد چه نظري داريد؟

معتقدم جشنواره موسيقي فجر مهم ترين جشن كشورمان است و اگر مسؤولان امكانات استفاده از برنامه هاي دهه فجر را با سهولت بيشتري در اختيار علاقه مندان قرار دهند كاري ارزشمند انجام داده اند. اميدوارم در جشنواره هاي بعدي بليت ورودي براي دانشجويان و هنرجويان موسيقي به صورت رايگان و يا با حداقل مبلغ باشد تا امكان استفاده بيشتر آنها از اين برنامه ها كه بيشتر جنبه آموزشي دارد مهيا گردد.

 

در جشنواره موسيقي فجر سال هاي قبل برنامه تان در دو بخش اجرا مي شد چرا در اجراي امسال تان فقط در يك بخش برنامه اجرا كرديد و به نوعي هواداران تان كه تازه گوش جان به نوازندگي شما سپرده بودند آزرده خاطر شدند؟

من هم به اين نوع اجرا اعتراض دارم متاسفانه مسؤولان برپايي جشنواره اين برنامه را طراحي كرده بودند و از اين بابت متاسفم كه نتوانستم بيشتر در خدمت دوست دارانم باشم.

 

به جز يكي دو اجرا در طول سال كه آن هم در طول برپايي جشنواره موسيقي فجر است آيا اجراي ديگري هم براي علاقه مندان به سازتان داريد؟

خير، فقط در يكي دو شهرستان اجراهايي داشته ام.

 

فرهنگ شريف از چند سالگي جذب موسيقي شد؟

چهارساله بودم كه متوجه شدم پدرم نزد حاج علي اكبرخان شهنازي آموزش ساز تار مي گرفت و در آن سال ها كه به شيوه سينه به سينه آموزش داده مي شد معمولا پيش درآمدهاي طولاني به هنرجويان آموزش مي دادند. يك بار كه پدرم در حال تمرين يكي از پيش درآمدها بود در حين نواختن، ادامه پيش درآمد را فراموش كرد و من بدون مقدمه به پدرم گفتم آقاجون ادامه آهنگي كه مي نواختيد اين طوري است و شروع كردم به خواندن بقيه پيش درآمد. پدرم از من خواست پيش درآمد را از ابتدا تا انتها برايش بخوانم و وقتي آن را به درستي و بدون هيچ گونه غلطي خواندم، از آن به بعد حكم ضبط صوت پدرم را پيدا كردم و هر زماني كه دچار مشكل مي شد از من كمك مي گرفت وقتي پدرم متوجه استعداد و علاقه ي من شد ساز تار را نزد استاد عبدالحسين خان شهنازي برادر حاج علي اكبر آموزش گرفتم.

 

از ويژگي هاي ساز تار بگوييد و به چه دليلي از ميان سازها ساز تار را انتخاب كرديد و مهم ترين استاد شما در اين عرصه كه بود؟

فرهنگ شريف موسيقي را از چهار سالگي تحت تاثير آموزش پدرش و رفت و آمد بزرگان موسيقي به منزل آنها خصوصا عبدالحسين خان شهنازي فرا گرفت.

تمام صداهايي كه از اين ساز بيرون مي آيد از هيچ سازي بيرون نمي آيد و من موفق شده ام بيش از سي نوع صدا را از اين ساز بيرون بياورم كه اميدوارم در آينده اي نزديك بتوانم دانسته هايم را به هنرجويان موسيقي خصوصا نوازندگان ساز تار آموزش بدهم.

عبدالحسين خان شهنازي كه با پدرم در ارتباط بود مهم ترين استاد من بود و خيلي زيبا ساز مي زد به طوري كه هر لحظه كه دست به ساز مي زد من محو ساز زدنش مي شدم وي به سبك ميرزا عبداله، عمويش، نوازندگي مي كرد و حاج اكبرخان به سبك كلاسيك نوازندگي مي كرد. من چند

سالي افتخار شاگردي ايشان را پيدا كردم و تمام رديف ها را آموختم متاسفانه استاد عبدالحسين خان شهنازي در سن چهل سالگي درگذشت و فقط يك صفحه از آثار ايشان باقي مانده است و با مراوده با اساتيد مختلف موسيقي همه و همه الهام بخش در شيوه ي نوازندگي من گرديد. در سن چهارسالگي به خاطر دارم كه پدرم صفحاتي از كمانچه نوازي باكو داشت كه هر شنونده اي را مسحور مي كرد.

 

نام ايشان را مي دانيد؟

بله، موسيو هايك اهل قفقاز بود و قطعاتي در اصفهام، چهارگاه و بسته نگار نواخته بود كه در آرشيو راديو موجود بود سال ها بعد اين دو صفحه را تهيه كردم و وقتي آنها را با دقت گوش دادم متوجه شدم بيشتر قطعاتي كه تا به حال نواخته ام در نوازندگي ايشان هم وجود دارد و در حقيقت متوجه شدم كه آنچه را در سن چهارسالگي شنيده ام به خوبي حفظ كرده ام.

 

چه رمزي در نواي ساز شما وجود دارد كه شنونده ي علاقه مند را سحر مي كند؟

هميشه سعي كرده ام در اجراهايم نكته جديدي داشته باشم چرا كه اگر در موسيقي خلاقيت وجود نداشته باشد پس از دو دقيقه فاقد جذابيت لازم مي شود و شيوه ي نوازندگي من طوري است كه در مواقعي كاملا ملايم نوازندگي مي كنم و در مواقعي نيز در حد انفجار صداي ساز را بالا مي برم و شنونده را در حالت يكنواختي قرار نمي دهم ضمن آنكه همواره سعي كرده ام در اجراهايم صداي سازم در بهترين حالاتش به سمع بينندگان برسد.

 

نخستين فعاليت تان در راديو در چند سالگي بود؟

آن سال ها ساكن شهرري بوديم و در سن دوازده سالگي با آموزش هايي كه نزد استادم داشتم به خودباوري در نوازندگي رسيده بودم و به اتفاق برادرم كه يك دو سال از من بزرگ تر بود به راديو ايران رفتيم و خوشبختانه در امتحان استاد پرويز محمود (مدير وقت راديو) نمره قبولي گرفتم و موفق شدم به مدت دوازده دقيقه تك نوازي به طور زنده داشته باشم.

 

به خاطر داريد چه نواختيد؟

بله قطعه اي در بيات ترك نواختم.

 

با كدام يك از هنرمندان براي نخستين بار در اركستر حضور يافتيد؟

مرحوم مهدي خالدي و دوست خوبم عباس شاپوري كه رهبر اركستر خانم روح بخش بود و بارها به عنوان تك نواز برنامه هاي خانم روح بخش كه آوازه خوان بسيار پرقدرتي بود، هم نوازي كردم و همچنين در اجراهاي اوليه ام با شجريان نيز همكاري داشته ام.

 

نخستين حضورتان در كدام برنامه گل ها بود؟

تقريبا در تمام برنامه هاي گل ها، يك شاخه گل، گل هاي رنگارنگ و ... حضور داشته ام و به خاطر دارم در سفري كه به اروپا داشتم يكي از دوستان نواري به من داد كه مربوط مي شد به گل هاي شماره 3 ، در اين برنامه كه به سرپرستي استاد ابوالحسن خان صبا اجرا شده بود هنرمندان شاخصي از جمله قوامي، مرتضي خان محجوبي، ورزنده، حسين تهراني و علي تجويدي، بنده ي حقير نيز حضور داشتم كه در معرفي برنامه از تك نوازان از علي تجويدي و فرهنگ شريف نام برده مي شود. متاسفانه بسياري از اين عزيزان در گذشته اند و فقط من و تجويدي باقي مانده ايم.

 

بهترين شيوه نوازندگي ساز تار در گذشته متعلق به كدام هنرمند بود؟

متعلق به حاج علي اكبرخان شهنازي مي باشد. ايشان از سن چهارده سالگي شاگرد داشتند و پدرشان آقا حسينقلي هستند كه شهره زمان خود بودند و ايشان در حقيقت رديف هاي پدرشان را به اضافه ابداعاتي كه به آن افزودند، آموزش مي دادند.

 

خود شما ابداعاتي در رديف هاي موسيقي ارائه كرده ايد؟

بله، در شيوه قديمي براي معرفي هر دستگاهي موظف هستيد جز به جز دستگاه را كنكاش كني در حاليكه من ثابت كرده ام كه مي توان از طريق وارد شدن به گوشه اي وارد قطعات شد و يا مثلا" مي شود از كرشمه وارد دستگاه شور شد. خوشبختانه در اين زمينه اقداماتي انجام داده ام و به زودي اين شيوه را در نوازندگي هايم به هنرجويان موسيقي آموزش خواهم داد.

 

كنسرتي هم در امريكا داشتيد؟

در بزرگ ترين سالن هاي كنسرت امريكا اجرا داشتم و بيشترين بينندگان كنسرت من هنرجويان موسيقي بودند كه استقبال خوبي از كنسرت هايم به عمل مي آوردند.

 

در طول اقامت خود در امريكا در كدام مراكز علمي تدريس داشتيد؟

در دانشگاه هاي مريلند و شيكاگو كرسي استادي داشتم و به امر آموزش موسيقي اصيل ايراني و ساز تار مشغول بودم و اكثر هنرجويانم از فارغ التحصيلان رشته موسيقي بودند و مشكلي در ارتباط با آموزش با آنها نداشتم.

 

درصد موفقيت آنان چگونه بود؟

به دليل خاص بودن موسيقي اصيل ايراني خصوصا در بخش بداهه نوازي كه گاهي كاملا حسي و دلي است در صد قليلي از آنان به خوبي آموزش گرفتند.

 

در هنگام ضبط آثارتان نيازي به سفرهاي خارجي مثل هندوستان پيدا نكرديد؟

خوشبختانه در دوره ي ما اين امكانات در كشورمان مهيا شد و نيازي به اين سفرها پيدا نكرديم.

 

سطح آموزش موسيقي اصيل ايراني را در كشورمان چگونه ارزيابي مي فرماييد؟

معدود هنرمنداني هستند كه به شيوه ي صحيح به اين كار مشغول هستند و متاسفانه گروه كثيري هم هستند كه با يك سال نوازندگي به عنوان استاد به هنرجويان آموزش مي دهند كه در واقع با آموزش غلط، هيچ كدام از آنها به مراحل بالا نخواهند رسيد.

 

خود شما در امر تدريس فعاليت داريد؟

خيلي كم و معمولا كساني را آموزش مي دهم كه حداقل پانزده سال نوازندگي جدي تار داشته اند.

روزي چند ساعت تمرين ساز داريد؟

حداقل روزانه دو ساعت و حداكثر بيش از دوازده ساعت در روز.

 

به جز ساز تار با ساز ديگري آشنا هستيد؟

سه تار هم مي نوازم.

 

نزد استاد وزيري شاگردي داشته ايد؟

خير، ولي به خاطر دارم زماني كه ايشان متصدي موسيقي در راديو بودند با آقاي ملاح كه داماد ايشان بودند در راديو همكاري داشتم و قطعات استاد وزيري را اجرا مي كردم يك روز آقاي ملاح مرا به آقاي كلنل علي وزيري معرفي كردند (در دوره اي كه به خاطر كهولت سن ساز سه تار مي نواختند) و بنده در حضور ايشان قطعات بندباز و دخترك ژوليده را اجرا كردم و در پايان گفتند شما تنها كسي هستي كه توانسته اي اين قطعات را به خوبي اجرا نمايي و پيشنهاد مي كنم اجراي قطعات مرا در كنسرتي اجرا بنماييد. وقتي به استاد عرض كردم اي آثار را به وسيله گوش از حفظ كرده ام و نواخته ام گفتند عجيب است كه حتي انگشت گذاري و حتي طريقه مضراب زدن تان منطبق بر دستورات من است كه همان اجراها و اظهار لطف ايشان را در نواري نگهداري كرده ام.

 

اين اجراها را در آلبوم هاي تك نوازي تان هم آورده ايد؟

خير، ولي حتما اين كار را در آلبوم هاي بعدي ام منظور خواهم كرد و نكته مهم اين است كه شيوه ي نوازندگي من در اين اجراها كاملا معلوم است.

او در سن دوازده سالگي نخستين تك نوازي خود را به طور زنده و با موفقيت در راديو اجرا كرد.

 

اين شيوه ي اجرايي تان كه سبك شما در نوازندگي تار است كي به وجود آمد؟

همه ي اينها پيچ و خم هايي دارد كه حاصل سال ها تجربه ام است به خاطر دارم در مناسبتي علي تجويدي كه در حال تحقيق بود به بخشي از قطعات من كه چهار مضرابي بود دقيق شد و آن را تشريح كرد و از من خواست با سازم به منزلشان بروم و آن چهار مضراب را اجرا نمايم در بخشي از اجرايم به موضوعي برخورد كردم كه الفباي موسيقي عاجز از نوشتن آن و اجراي آن بود وقتي آن قطعه را اجرا كردم او با علامات جديد در موسيقي سعي در معرفي ابداع من در اين كار شد و در همين رابطه مي توانم بگويم كه در همه ي هنرها خصوصا موسيقي اصيل ايراني جزئياتي در نوازنده وجود دارد كه اكتسابي نيست و قابل انتقال به ديگري هم نيست و در درون ذات نوازنده نهفته است.

 

قطعه ي زيبا و جاوداني از ساليان دور داريد به نام «شب هاي زاينده رود» ، اين اثر زيبا چگونه به وجود آمد؟

علاوه بر تجاربي كه در حيطه موسيقي اصيل ايراني توسط اساتيد موسيقي كه همگي از دوستانم بودند به دست آوردم، دوستي داشتم كه صفحات كلاسيك زياد گوش مي داد و با يكديگر مراوده ي موسيقي داشتيم در حقيقت از شنيدن سمفوني هاي كلاسيك در كارهايم الهام مي گرفتم يك بار يك آهنگ ساز روسي به ايران آمد و از چند نفرمان دعوت كرد كه قطعه سازي بنوازيم به خاطر دارم در آن جلسه حبيب اله بديعي، استاد عبادي و من قطعاتي نواختيم در پايان آهنگ ساز روسي نزد من آمد و گفت تو در اجراهايت كارهايي انجام مي دهي كه خيلي به موسيقي غربي نزديك است. در بخشي از اجرايت فورته نواختي و در بخش ديگر پيانو و در هيچ سازي هم نمي توان اين گونه اجرا داشت و همان موقع به يك اجراي سمفونيك فكر كردم كه در بخشي از سمفوني اركستر اجرايي كاملا فورته دارد و در ادامه با تك نوازي سازي مثل ابوا ريتم و تن سمفوني كاملا فورته مي شود. چيزي كه من در اجراهايم در آن سال ها به طور ناخواسته رعايت مي كردم و از هر نوع موسيقي كه مي شنيدم و خوشم مي آمد الهام مي گرفتم و ساخت قطعه شب هاي زاينده رود هم به اين طريق به وجود آمد كه در بخشي از اين قطعه نيز آقاي حسين خواجه اميري (ايرج) هم در كنار اجراي من آواز خواندند كه در زمان خودش خيل گل كرد.

 

اين قطعه را هم به طور في البداهه ساختيد؟

بله.

 

خودتان هم اين كار را دوست داريد؟

خيلي زياد يك بار هم آقاي ابراهيم گلستان فيلمي در رابطه با نفت ساختند كه موسيقي اش را با بخشي از نوازندگي من كه در حال كوك كردن ساز بودم تامين كردند و نهايتا اين فيلم جوايزي را به خود اختصاص داد و به خاطر دارم در ساخت اين فيلم مرحوم فروغ فرخزاد هم همكاري داشت.

 

فرموديد با اكثر خوانندگان ديروز همكاري نزديك داشته ايد؟

چند كار با تاج ارائه نموده ايد؟

براي نخستين بار آقايان اكبر گلپايگاني،محمدرضا شجريان و مرحوم محمودي خوانساري با ساز من در راديو آواز خوانده اند كه هر كدام در اجراهايي كه با ساز من داشتند حالتي ويژه پيدا مي كردند و من هم با آواز آنها به وجد مي آمدم و ابداعاتي را في البداهه رد و بدل مي كرديم و خوشحاليم كه تمام اين عزيزان از آوازخوانان درجه يك كشورمان شدند. دو سه كار مشترك هم با تاج داشته ام كه ايشان از اصفهان به تهران در راديو مي آمد و من ايشان را همراهي مي كردم.

 

نخستين دونوازي تان با استاد همايون خرم چه موقع بود؟

زماني بود كه استوديوي ضبطي كه به آنجا مراجعه كرديم بوقي بود و از نظر ضبط خيلي عقب افتاده بود.

 

آخرين دو نوازي تان با ايشان كي بود؟

 دو نوازي هايي كه به اتفاق در راديو داشتيم.

 

براي اساتيد آواز هم تصنيف نواختيد؟

بله. كارهاي بسياري براي محمودي خوانساري ساختم از جمله لاله ي پرپر، نخستين تصنيف آقاي گلپايگاني آهنگ گل گريه از ساخته هاي من بود با شعري از بيژن ترقي كه بسيار گل كرد.

 

«گل گريه» با ملودي شما خلق شد يا شعر آقاي بيژن ترقي؟

با شعري كه آقاي ترقي سروده بودند خلق شد.

 

اين كار در چه مرحله اي است؟

در پيش توليد است.

 

كار آماده پخش چه داريد؟

از سال 57 تا به امروز بيش از صد ساعت دونوازي با پرويز يا حقي داشته ام كه ان شاء الله به زودي به علاقه مندان عرضه خواهد شد.

 

تا به حال براي تان پيش آمده در حين اجرا كوك سازتان در برود؟

خيلي زياد. از آنجا كه چوب كوك تار در سرما و گرما منبسط و منقبض مي شود قاعدتا اشكالاتي در هنگام اجرا به وجود مي آورد براي رفع اين نقيصه در زمانی که در آلمان بودم از طرف دوستانی که در شهر برلين دارم از گوشیهای جدید تار آقای مسعود قماشی با اطلاع شدم و با ایشان تماس گرفتم و ایشان محبت کردند و این گوشیها را برای من نسب کردند و این گوشیها در ظاهر تار هیچگونه تغییراتی ایجاد نمیکند و کوک تار را ثابت نگه میدارد . آقای مسعود قماشی خود با تار آشنایی دارد و این گوشیها راابداع کرده و به ثبت رسانیده است .

 

نظر شما درباره ي تك نوازان فعلي كشورمان چيست؟

آقاي ظريف و آقاي جليل شهناز كارشان عالي است و بقيه هنرمندان هم كارهاي قابل تاملي دارند. ان شاء الله كه هنرستان هاي موسيقي دختران و پسران هم در تربيت نوازنده فعال هستند به طوري كه در آينده تعداد نوازندگان خوب كشورمان بيش از اينها خواهد بود.

 

حاصل كار آهنگ سازان كشورمان در طول اين بيست و هفت سال را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

بد نبوده ولي نسبت به گذشته هنوز كاري در اين دوره نديده ام كه مثل كارهاي گذشته بين مردم زمزمه شود.

 

آنچه كه از موسيقي اصيل صدا و سيما پخش مي شود مورد رضايت شما هست؟

حقيقت اين است كه ملودي دست نخورده خيلي كم شنيده ام و يك نوع يكنواختي نيز در آنها وجود دارد.

 

آخرين اثرتان كه به بازار آمد چه نام دارد؟

آخرين آلبومم عاشقانه ها نام دارد كه حاوي سه آلبوم از ساخته هاي اخيرم هست و كارهاي تازه ام را نيز در آنها اجرا كرده ام كه شامل قطعات مختلفي در همه ي دستگاه هاي موسيقي است و علاوه بر آن اجراي موسيقي صبحگاهي را نيز كه سال ها آرم يكي از برنامه هاي صبحگاهي بود نيز در آن گنجانده ام.

 

تاليفي هم داريد؟

بله. پانزده قطعه براي ساز تار و سه تار آماده كرده ام توسط دوست خوبم آقاي هوشنگ ظريف گردآوري و تقديم علاقه مندان به آموزش ساز تار و سه تار كرده ايم.

 

شيوه نوازندگي آقاي ظريف را دوست داريد؟

خيلي زياد. آقاي ظريف زحمات زيادي در موسيقي كشيده اند و شاگردان خوبي را نيز تربيت كرده اند.

 

با خبر شديم در روزهاي آخر رياست جمهوري آقاي خاتمي نشان درجه يك هنري (معادل دكترا) از دست ايشان دريافت كرديد. در اين مورد كمي توضيح بدهيد.

بله، در طول حضورم در جشنواره هاي موسيقي فجر اين برنامه چند بار به مقام نخست رسيد و آقاي خاتمي از من خواستند تا به حضورشان برسم. يك بار از دفتر ايشان با من تماس گرفتند و وقتي را براي ديدار با ايشان در اختيارم قرار دادند در هنگام ديدار ايشان از وضع من سؤال كردند از جمله اينكه: شما از جايي حقوق دريافت مي كنيد. گفتم: خير. گفتند دكتراي هنري تان را گرفته ايد. گفتم: خير و در انتها گفتند چه كاري از من توقع داري و من گفتم ديدار با شما براي من بهترين هديه بود و خداوند اين هنري كه به من عطا كرده بالاترين هديه است و خودم را در عين نياز نيازمند نمي بينم و سپس آقاي خاتمي به وزير وقت ارشاد گفتند تنها كسي كه در طول هشت سال خدمتم از من چيزي نخواست ايشان بودند و دستور اهداء نشان درجه يك هنري را صادر كردند.

 

چه صحبتي با علاقه مندان خود داريد؟

اوقات خوبي را براي تك تك مردم خوبمان آرزو مي كنم و تنها توصيه ام به هنرجويان اين است: هر نوع موسيقي را كه مي شنوند با تفكر گوش كنند، در يك خط حركت نكنند و سعي كنند چارچوب را بشكنند و نوگرايي و ابداع داشته باشند و از قطعات رديف خودشان قطعاتي ابداع نمايند و آن را تغيير دهند

 

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 4:51 توسط محمد

 

۱۳۱۹

زاد روز تولد خسرو شیرین دهنان استاد

 سیاوش شجریان

بر همه عاشقان ایران زمین مبارک باد

 

تولد اول مهر ماه در مشهد

۱۳۲۴ اغاز خوانندگی های کودکانه در خلوت
۱۳۲۶ ورود به سال اول پانزدهم بهمن در مشهد.
۱۳۲۷ اموختن تلاوت قران در نزد پدر
۱۳۲۸ شرکت در مجمع تلاوت قران در نه سالگی

 

۱۳۲۹ اغاز تلاوتهای قران در میتینگها و اجتماعات سیاسی ان سالها . گذراندن سال چهارم مدرسه در دبستان فرخی.
۱۳۳۱ تلاوت قران برای اولین بار در رادیو خراسان به دعوت رییس رادیو.
۱۳۳۲ قبولی در امتحانات شم ابتدایی با عنوان شاگرد ممتاز در بین دانش اموزان مشهد.اغاز تحصیل در دبیرستان شاه رضا.
۱۳۳۳ شرکت در مسابقات فوتبال دبیرستانهای مشهد.
۱۳۳۶ ورود به دانشسرای مقدماتی در مشهد.اشنایی با اقای جوان اولین معلم موسیقی شجریان ( معلم سرود و موسیقی دردوران تحصیل در دانشسرای مقدماتی در مشهد).
۱۳۳۸ اغاز همکاری با رادیو خراسان و اجرای اوازهای بدون ساز و قراعت قران برای رادیو به طور افتخاری.

 

 

۱۳۳۹ دریافت دیپلم دانشسرای مقدماتی و استخدامدر اموزش و پرورش و انتقال به بخش رادکان و تدریس در دبستان خواجه نظام الملک و اشنایی با سنتور.
۱۳۴۰ اشنایی با نت و فراگیری سنتور نزد اقای جلال اخباری و شروع سنتور سازی و تحقیق برای بهتر کردن صدای سنتور . جشن عقد کنان در ۲۱ مهر ماه با دوشیزه فرخنده گل افشان در شهر قوچان.
۱۳۴۱ جشن عروسی در مشهد (در ۲۰ مرداد ماه) و اغاز یک زندگی خانوادگی سی ساله با ایشان که حاصل ان سه دختر و یک پسر است.
۱۳۴۲ انتقال از بخش رادکان به روستای شاه اباد مشهد به عنوان مدیر دبستان شاه اباد. تولد راحله فرزند اول در ۲ مهر ماه در مشهد. ساختن اولین سنتور خود با چوب توت.
۱۳۴۴ تولد دختر دوم افسانه در ۲۸اردیبهشت ماه در مشهد.(افسانه بعدها با پرویز مشکاتیان ازدواج میکند).انتقال از شاه اباد به شهر مشهد و تدریس در کلاس ششم دبستان پهلوی از مهر ماه.شرکت در مسابقات والیبال معلما مشهد.
۱۳۴۵ انتقال از دبستان پهلوی به دبستان عبداللهیان مشهد و نظامت و معاونت دبستان مذکور

 

۱۳۴۶ تدریس در دبستان های مشهد و انتقال در ۲۵ اذر از مشهد به تهران.تدریس در دبیرستان صفوی . اغاز فعالیت با برنامه های رادیو ایران. اشنایی با استاد احمد عبادی. راه یابی به کلاس درس اواز استاد اسماعیل مهرتاش و انجمن خوشنویسان نزد استاد بوذری.اشنایی با رضا ورزنده (استاد سنتور) در تابستان همین سال. اجرا و ضبط اولین برنامه ی در رادیو ایران که با عنوان ((برگ سبز شماره ی ۲۱۶ )) در شب جمعه ۱۵ اذر ماه پخش شد.کار در رادیو با نام مستعار ((سیاوش بیدکانی)) تا سال ۱۳۵۰ خورشیدی و بعد در رادیو و تلویزیون با نام خودش. اشنایی با اسماعیل مهرتاش در کلاس اواز ایشان.
۱۳۴۷ انتقال از اموزش و پرورش به وزارت منابع طبیعی . راه یابی به کلاس خط استاد حسن میرخانی.
۱۳۴۸ تولد دختر سوم مژگان در ۲۷ هردیبهشت ماه در تهران. تاسیس و شروع رادیو اف-ام به طریقه ی استریو فونیک و اجرای برنامه ی ((سه گاه)) به همراهی سه تار عبادی و تار مجد برای اولین بار به طریقه ی استریو . شرکت در جشن هنر شیرازبرای اولین بار. قبولی در امتحان خط (مرحله ی عالی) . راه یابی به کلاس خط استاد حسین میرخانی.
۱۳۴۹ اغاز همکاری با برنامه های تلویزیون ملی ایران در برنامه ی ((هفت شهر عشق)) غیره. قبولی در امتحان خط (مرحله ی ممتازی) انجمن خوشنویسان وزارت فرهنگ و هر . سفر به برغان با استاد حسین میر خانی (خطاط) ابراهیم بوذری (استاد خط شجریان) خسرو زعیمی ( مدیر عامل انجمن خوشنویسان)فرامرز پیل ارام(نقاش و استاد نقاشیخط شجریان).
۱۳۵۰ اشنای با استاد فرامرز پایور و مشق سنتور نزد ایشان و اموزش ردیف اوازی صبا نزد فرامرز پایور . اشنایی ئ همکاری با هوشنگ ابتهاج((ه . الف . سایه)در برنامه های (گل های تازه))رادیو.
۱۳۵۱ شروع تهیه ی برنامه های گلهای تازه توسط هوشنگ ابتهاج در رادیو و همکاری با او. اغاز فراگیری ردیف های اوازی و تصانیف قدیمی نزد استاد عبدالله دوامی.برگذاری کنسرتی در شمال ایران با منصور صهرمی و هنرمندان دیگر.دیدار و اشنایی با اقای دوامی به وسیله ی فرامرز پایور.
۱۳۵۲ اشنایی با استاد نور علی برومند و فراگیری شیوه ی اوازی سید حسن طاهر زاده نزد ایشان در مرکز خط ئ اشاعه ی موسیقی و اشنایی با هنر جویان مرکز: محمد رضا لطفیو ناصر فرهنگفرو حسین علیزاده و جلال ذوالفنون و گنجه ای و مقدسی و حدادی و دیگران.
۱۳۵۳

سفر برای کنسرت های هندو پاکستان و افغانستان با استاد احمد عبادی . سفر به چین و ژاپن با احمد احرار و کریم فکور و حسین ملکو پرویز قاضی سعید به عنوان میهمانان ویژه برای گشایش پروازهایی به این دو کشور.

 

 

۱۳۵۴ تولد همایون در ۳۰ اردیبهشت ماه در تهران . ماموریت رادیو و تلویزیون برای کنسرتهای فروردین در ایالات مختلف امریکا.انتقال از وزارت منابع طبیعی (به عنوان مهمور خدمت)به رادیو.قطع رابطه با مرکز اشاعه ی موسیقی و ادامه ی درس اواز در منزل استاد نورعلی برومند.
۱۳۵۵ شرکت در جشنواره ی توس (نیشابور)با فرامرز پایور , سایه, حسن ناهید, رحمت الله بدیعی, محمد اسماعیلی, عبدالوهاب شهیدی و هوشنگ ظریف.حضور در برنامه ی جشن هنر شیراز ( در حافظیه) با محمد رضا لطفی و فرهنگفر و اجرای برنامه ی ((راست پنجگاه)).کناره گیری رسمی و قطع رابطه ی کامل از رادیو در اسفند ماه.اجرای اواز در صفحات ردیف نوازی کانون پرورس فکری کودکان و نوجوانان . بهره گیری از محضر اقای برومند (در منزل خود استاد) شیوه ی اواز مرحوم طاهر زاده (اخرین جلسه روز چهار شنبه ۲۹ دی ماه).فوت رضا ورزنده(۲۹ دی ماه) و نور علی برومند (۳۰ دی ماه) . اغاز ضبط تصانیف قدیمی با صدای عبدالله دوامی.
۱۳۵۶ اجرای برنامه ی ((نوا)) به همراهی محمد رضا لطفی و گروه شیدا در جشن هنر شیراز.اجرای موسیقی ((چهره به چهره)) و ((گلبانگ)) . کناره گیری از رایو به خاطر جو نامساعد. تاسیس شرکت دل اواز برای انتشار برنامه های خود.
۱۳۵۷ احراز مقام اول تلاوت قران سراسر کشور در مرداد ماه. اجرای بخشی از ((تلاوت قران)) .انتشار البوم ((گلبانگ))( دو نوار). همکاری در تاسیس کانون ((چاوش)) با هوشنگ ابتهاج و محمد رضا لطفیبرای ادامه ی فعالیت های موسیقی در خارج از رادیو تلویزیون(شجریان در انجا تدریس میکرد).
۱۳۵۸ اشنایی با فیلسوف یگانه استاد غلامرضا دادبه( جانسوز) در منزل استاد خط مرتضی عبدالرسولی ئ اغاز فراگیریی و شناخت بایگانی های فرهنگ و نوا ,... فرهنگ پهلوانی و جوانمردان , فرهنگ مادرنوایی .اجرای موسیقی ((خلوت گزیده)) .(( پیغام اهل راز)) ( شامل دو نوار : راز دل و انتظار دل).اخرین کنسرت ها با گروه پایوردر مهر ماه در تالار رودکی . کنسرت ماهور با محمد رضا لطفی و گروه شیدا در تالار رودکی و دانشکاه ملی در ابان ماه.
۱۳۵۹ فوت استاد دوامی . اجرای موسیقی ((عشق داند)) ( در ابو عطا) اجرای موسیقی ((ساز قصه گو)) ( اواز سه گاه در انتشار مجدد, البوم پیغام اهل راز). انتشار نوار موسیقی ((پیغام اهل راز )) (شامل دو نوار : راز دل انتظار دل).
۱۳۶۱ اولین کنسرت در سفارت ایتالیا به همراهی پرویز مشکاتیان و ناصر فرهنگفر (آستان جانان) پس از سه سال کناره گیری از فعالیت های کنسرتی - اجرای موسیقی نوا (مرکب خوانی) و سر عشق ( ماهور) و بیداد
۱۳۶۲ اجرای موسیقی ((همایون مثنوی)) با منصور صارمی. اجرای موسیقی ((چهار گاه)) (با فرهنگ شریف) و دیگر اواز ها در برنامه های خصوصی.
۱۳۶۴ اجرای موسیقی ((گنبد مینا ))و ((جان عشاق)). انتشار نوار موسیقی ((بیداد)).
۱۳۶۵ انتشار نوارهای موسیقی (نوا)) ( مرکب خوانی ),((سر عشق)) (ماهور) و ((استان جانان)). ضبط ده اواز به همراهی ویولن حبیب الله بدیعی در مونیخ در منزل دکتر علی خادمی.
۱۳۶۶ اغاز کنسرت ها در اروپا پس از انقلاب و شروع همکاری با گروه عارف . اجرای موسیقی ((دود عود)) ,((دستان))و...
۱۳۶۷ برگذازی سه شب کنسرت برای بزرگداشت حافظ در تالار رودکی( وحدت).انتشار نوار ((دستان)).
۱۳۶۸ اجرای ((ماهور)) و ((ابو عطا)) در کنسرت های بهاره در اروپا با پیرنیاکان, جمشید عندلیبی, و اعیان. اجرای ((نوا)) و ((افشاری)) در کنسرت های پاییزه اروپا به همراهی مشکاتیان و گروه عارف و دو شب کنسرت در اسفند ماه به دعوت شهردار بارسلون در این شهر به همکاری نی حسین عمومی , تار طلایی و تنبک شمیرانی.

 

۱۳۶۹ سفر به تاجیکستان به دعوت خصوصی وزیر فرهنگ و هنر تاجیکستان پرده برداری از پیکره ی باربد و دو شب کنسرت در کاخ باربد به همراه کمانچه ی محمود تبریزی زاده , سه تار رضا قاسمی , و تنبک مجید خلج. کنسرتهایی در امریکا به همراهی پیرنیاکان عندلیبی و اعیان. اجرای مو سیقی ((سرو چمان)) , (( پیام نسیم)) , و ((دل مجنون)) ( هر سه در امریکا). کنسرت شجریان برای زلزله زدگان رودبار در لس انجلس. سخنرانی در پنج دانشگاه معتبر امریکا برای دانشجویان و محققین.
۱۳۷۰ برگذاری پنج شب کنسرت در پارک ارم و هشت شب کنسرتهای افتخاری برای مردم جنوب شهر تهراندر فرهنگسرای بهمن ( کشتارگاه سابق تهران) در اسفند ماه.برگذاری کنسرت شکوهمندی به مدت پنج شب در محوطه ی چهل ستون اصفهان.کنسرتهای اروپا با جهاندار و گروه اوا . جدایی از همسر اول خانم فرخنده گل افشان. اجرای موسیقی ((دل شدگان)) و ((اسمان عشق)). انتشار نوارهای موسیقی ((سرو چمان)) , ((پیام نسیم)),(( دل مجنون)) و (( خلوت گزیده)).
۱۳۷۱ ازدواج با همسر دوم خانم کتایون خوانساری. کنسرتهای مرحله ی دوم در امریکا با داریوش پیر نیاکان ,جمشید عندلیبی و همایون شجریان ( اگوست تا نوامبر) .برنامه ای با هابیل علی اف و همایون شجریان در سالن تالار رودکی(وحدت) ,تهران. اجرای موسیقی ((یادایام)) . انتشار نوارهای ((دل شدگان )) و ((اسمان عشق)).
۱۳۷۲ انتشار گزارشی همراه با گفتگویی با شجریان تحت عنوان (( محمد رضا شجریان استاد اواز ایران کجاست؟)) در نشریه ی نوید فضیلت,شماره ی ۱۶ ,سال ۲, مهر ماه ,تهران. اجرای(( سه گاه )) و (( راست پنجگاه)) در کنسرتهای اروپایی به همراهی محمد رضا لطفی و مجید خلج در تابستان.
۱۳۷۳ اجرا برنامه ی ((قاصدک)) در کنسرتهای دور اروپا با پرویز مشکاتیان و همایون شجریان.
۱۳۷۴ کنسرتهای اصفهان,شیراز,ساری, کرمان, و سنندج با گروه اوا.برگذاری کنسرتی در اروپا با محمد رضا لطفی در ابات ماه.اجرای موسیقی ((چشمه ی نوش)) در ( فرانسه).انتشار نوارهای موسیقی ((همایون مثنوی)) ,(( گنبد مینا )),(( جان عشاق)), چشمه ی نوش))و (( یاد ایام)). اجرای موسیقی ((در خیال)).
۱۳۷۵ درگذشت پدر در ۱۸ اذر ماه در سن ۸۵ سالگی.اجرای موسیقی ((رسوای دل)) در دبی.انتشار موسیقی(( در خیال)) . انتشار نوار موسیقی ((ساز قصه گو)) ( اواز سه گاه در انتشار مجدد, البوم پیغام اهل راز).
۱۳۷۶ تولد پسر دوم رایان (از ازدواج دوم) در ونکوور کانادا.اجرای برنامه های((سه گاه)) و ((ماهور)) در کنسرتهای دور اروپا با همکاری داریوش طلایی, سعید فرجپوری و اهمایون شجریان در پاییز .اجرای موسیقی(( شب ,سکوت , کویر)) .اجرا و انتشار موسیقی ((معمای هستی)) در کلن, المان. اجرا و انتشار موسیقی ((شب وصل)). انتشار نوار موسیقی ((رسوای دل)). انتشار نوار موسیقی ابوعطا((عشق داند)).

 

 

 

اجرای کنسزتهای تهران,اصفهان, و دور اروپا با گروه اوا. برگذاری کنسرت درامریکا در شهریور ماه.اجرای (( ارام جان )) .انتشار نوار ((پیام نسیم). انتشار نوار موسیقی ((شب ,سکوت, کویز)). انتشار نوار موسیقی((چهره به چهره)).انتشار نوار موسیقی((راست پنجگاه)).

 

 

۱۳۷۸ اجرای ((ماهور)) و((افشاری)) در پنج کنسرت به نفع دانش اموزان در شهر هشتگرد.بریافت جایزه ی پیکاسو ئ دیپلم افتخار یونسکو تز دبیر کل یونسکو ((اقای مایور)) در پاریس, شهریور ماه. انتشار نوار ((ارام جان)) . اجرای ((اهنگ وفا)) .انتشار نوار ((تلاوت قران)) (۱) و (2).
۱۳۷۹ انتشار کتاب((راز مانا)) ( زندگی,دیدگاه و اثار استاد اواز ایران, محمد رضا شجریان)کار محمد جواد غلامرضا کاشی ,محسن گودرزی, و علی اصغر رمضانپور, نشر کتاب فردا, چاپ اول تهران.اجرای برنامه ی ((نوا ))و ((داد و بیداد)) (زمستان) در کنسرتهای دور اروپا و امریکا و کانادا به همراهی حسین علیزاده,کیهان کلهر و همایون شجریان. عمل جراحی کلیه و دهانه های معده در واشنگتن در ۲۰ اسفند ماه.
۱۳۸۰ عمل جراحی برای چسبندگی روده در تهران در ابان ماه.
۱۳۸۱ اجرای برنامه ی (( راست پنجگاه ))و(( مرکب خوانی)) در کنسرتهای دور اروپا و کانادا با حضور حسین علیزاده, کیهان کلهر و همایون شجریان. انتشار نشریه ی (( دفتر هنر )) شماره ی ۱۵, ویژه ی محمد رضا شجریان ,در اسفند ماه ,در کالیفرنیا.

........................................................................................................................................................................................

حسين خواجه اميري ( ايرج )


 حسين خواجه اميري به سال 1313 در شهر كاشان متولد شد ، بيش از شش سال از سنش نمي گذشت كه شروع به زمزمه اشعار روز و عاميانه مردم كه رايج آن زمان بود مي كند .
پدر بزرگ وي كه از صدايي بسيار خوش برخوردار بوده ، يكي از خوانندگان به نام ناصرالدين شاه قاجار بود و هر وقت كه شاه قاجار اراده مي كرده بايد وي براي او بخواند ولي به طوري كه از شواهد و آثار بر مي آيد ، غير از دربار ، او خيلي مواقع براي مردم عادي نيز مي خواند و در محافل شركت مي كرده و مي خوانده ، پدر حسين خواجه اميري كه از صدايي خوب برخوردار و از پدرش به ارث برده بود حسين را تحت تعليم خود قرار مي دهد و بسياري از شب ها كه ستاره هاي منطقه كويري كاشان مانند خوشه هايي از زمرد در آسمان خودنمايي مي كردند و محيطي شاعرانه به وجود مي آوردند ، وي را به صحراي اطراف شهر مي برد و او را تشويق به خواندن با صدايي هر چه بلند مي كرد . مدت ها حسين تحت تعليم پدر اين كار را ادامه داد و پس از چندي به تهران مي آيد و به كلاس روان شاد استاد ابوالحسن خان راه يافت ، مدت شش ماه متوالي از محضر استاد صبا كسب فيض كرد ، سپس در سال 1327 توسط ابراهيم خان منصوري براي شركت در برنامه هاي راديويي به راديو دعوت شد . حسين مدت ها با اين اركستر همكاري مي كند و خودش ارتشي بود ، شب هاي جمعه به مدت نيم ساعت در برنامه ارتش شركت مي كند و پس از مدتي در اركستر آقاي عبدالله جهان پناه شركت و با اركستر او همكاري كرد .
در سال 1336 بنا به دعوت مرحوم داود پيرنيا به برنامه گلها راه مي يابد و در اولين همكاري خود با گلها، آوازي در مايه " سه گاه " همراه با ويولون استاد علي تجويدي مي خواند و چندي بعد يكي از آهنگ هاي آقاي مهندس همايون خرم را با همكاري جليل شهناز و جهانگير ملك به نام گلهاي 510 در مايه مخالف "سه گاه " اجرا مي كند و از اين به بعد همكاريش با اين برنامه ادامه مي يابد . ايرج ، علاوه بر خواندن ، به نواختن ضرب نيز علاقه وافر دارد وضرب به خوبي مي نوازد . وي معتقد است كه جامعه ايران ، آواز و آهنگ هاي اصيل ايراني را مي خواند و همين آثار و آهنگ ها است كه نمودار فرهنگ صوتي و ملي كشور بوده و توسط گذشتگان ما به طور سينه به سينه حفظ و نسل به نسل به ما منتقل شده و اين ميراث گرانقدر برايمان مانده و بايد در حفظ و اشاعه آن سعي و كوشش وافر داشته باشيم و به موسيقي ملي و سنتي سرزمين خود خيلي بيش از اين ها ارج گذاريم .
حسين خواجه اميري چون افسر ارتش بود لذا مشكلاتي براي اجراي برنامه هاي هنري خود از جمله نام حقيقي خود پيش روي داشت ، بدين سبب نام مستعار ( ايرج ) را براي خود برگزيد . ايرج كه از صدايي خوش و رسا و مطلوب برخوردار است در زمان خود به آواز ايران خدمات شايان توجهي نمود به طوري كه در دور افتاده ترين قراء مملكت هم علاقمندان فراوان پيدا كرد ، ولي افسوس كه اين هنرمند خوش صدا ، اشتباه بزرگي را در زندگي هنري خود مرتكب شد و آن اين كه يكي از كارگردانان ابن الوقت سينماي آن زمان كه ضربات فراوان و سنگيني به صنعت فيلم سازي كشور زده بود ، وي را اغوا كرد و در بسياري از فيلم هاي ساخته او ، آهنگ هاي " آن چناني!" خواند كه اي كاش نمي خواند و به شهرت و مقام والا و اصيل هنري خود خدشه وارد نمي كرد . به هر حال صاحب نظران در موسيقي ايران ، متفق القولند كه وي يكي از بهترينهاي آواز ايران بوده كه هيچوقت خاطره او در آواز و موسيقي سنتي ايران فراموش نخواهد به قول معروف اگر در و گوهر در لجن زار هم بيفتد ، اصليت خود را از دست نخواهد داد و حسين خواجه اميري ( ايرج ) هم حكم همين در و گوهر را دارد .

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 16:38 توسط محمد |

 

محمد رضا شجريان در مهر ماه 1319 در شهر مقدس  مشهد متولد شد و از چهار سالگي به خوانندگی

علاقمند بود و گاهگاهي در منزل زمزمه هايي  مي كرد و چون پدرش داراي صدايي خوب و صاحب آواز بود

او را ا تشويق مي كرد و از وي مي خواست كه براي او  بخواند و او رامحمد رضا شجریان استاد بزرگ آواز با لحن كودكانه اش براي پدر

خواند ، در اوائل از هر كس چيزي ياد مي گرفت و آوازهاي خوانندگان معروف را دنبال و از سبك آنان پيروي

مي كرد و چون داراي صدايي صاف و رسا بود ، در سال 1337 راديو خراسان او را به همكاري در رشته آواز

دعوت كرد و شجريان در آغاز كار بدون همراهي ساز با خواندن اشعار لطيف عارفانه جلب توجه هنر

 دوستان را نموده ، ديري نپاييد كه آوازه شهرت او به تهران رسيد و براي اجراي برنامه هايي در (( گلها ))

 توسط روانشادداود پيرنيا دعوت شد در سال 1345 با اين برنامه همكاري اش را شروع كرد و اولين برنامه

 اش (( برگ سبز )) شماره 216 در مايه افشاري بود كه به همراهي سنتور شادروان رضا ورزنده اجرا شد

 و پس از آن در بيش از يكصد برنامه (( گلها )) و (( برگ سبز )) شركت جسته و در حدود 250 برنامه ديگر

 را در راديو اجرا نموده است . او تقريبا 75 تصنيف جديد و قديم را كه اكثر آنها توسط موسيقيدانهاي معروف

 بازسازي شده اجرا نمود كه هر يك از آنها از لطافت و شيوايي خاصي بهره مند است . شجريان در ميان

 شعراي ايران به مولانا ، سعدي و باباطاهر عشق مي ورزيد ولي بيش از همه مريد حافظ است و بيشتر

اشعار آوازهاي خود را از اين بزرگان شعر و ادب انتخاب كرده است . او از سال 1345 نيز با استاد احمد

 عبادي آشنا شد و شاگردي و دوستي او را برگزيد و از سال 1346 در كلاس استاد مهرتاش تعليم شيوه و

 سبك ايشان را فرا گرفته و از سال 1350 با استاد فرامرز پايور آشنا شده و تعليم سنتور و رديف هاي آواز

 استاد صبا را دنبال كرده و از سال 1352 نزد استاد عبداله دوامي كليه رديف هاي موسيقي كلاسيك و

 اصيل ايراني و تصانيف قديمي و شيوه تصنيف خواني را آموخته در سال 1354 به استاد نور علي خان

 برومند مراجعه نمود ؛ سبك و روش خوانندگي سيد حسين طاهر زاده را فرا مي گيرد و در خلال اين ايام

 نيز شيوه خوانندگي : اقبال السلطان ، تاج اصفهاني ، ظلي ، اديب خوانساري ، قوامي و بنان را از روي

 صفحات و نوارها به دقت دنبال كرده و به رمز و راز و شيوه هاي خاص هر يك از آنها به گونه اي راه يافته و

 آشنا شده كه از عهده اجراي هر يك از آن سبك ها به خوبي بر مي آيد . از سال 1354 تدريس هنرجويان

 را در رشته آواز در دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران به عهده داشته و تا سال 1358 كه اين رشته

 تعطيل شد به تعليم دانشجويان مشغول بوده است . شجريان از اواخر سال 1357 تا تير ماه 1358

مجموعا 5 سرود مهيني خواند كه از طريق نوار كاست عرضه شده و از اين تاريخ به بعد همكاري خود را با

 هيچ سازمان دولتي ادامه نداده در خانه به تحقيق و تدوين رديفهاي آواز و گاهي هم تدريس هنرجويان

قديمي اش ادامه مي دهد . او از حزب و حزب بازي سخت متنفر و مبرا از كليه فعاليتهاي سياسي بوده و

 هدفش فقط اعتلاي فرهنگ و ادب و موسيقي ايران زمين مي باشد و هنر خود را فقط براي پيشبرد و

 حفظ موسيقي سنتي وطنش ايران مي خواهد و هيچوقت هنر خود را براي  ايدئولوژي خاص و يا گروهي

 ويژه به كار نگرفته است

محمدرضا لطفی

 

وی نوازنده و مدرس تار و سه تار است  و از اساتید برجسته موسیقی ایران به شمار می آید . به تشویق برادر بزرگ خود آموزش تار را آغاز نمود و در سال 1342 استعداد خود را دراین زمینه با کسب جایزه نخست درجشنواره موسیقیدانان جوان نشان داد . پس از اتمام دوره تحصیل درسال1343 به تهران آمد و به محضر حبیب الله صالحی و علی اکبر شهنازی راه یافت و در کلاسهای شبانه هنرستان موسیقی با مکتب وزیری و تئوری موسیقی غربی آشنا گردید که حاصل آن همکاری با ارکسترهای هنرستان و صبا بود که زیر نظر حسین دهلوی اداره میگردید . ورود به دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران و آموزش ردیف میرزا عبدالله  با نورعلی خان برومند سر آغاز نوینی برای حضور بیشتر وی در موسیقی بود که این آموزش تا آخرین دقایق حیات نورعلی خان برومند ادامه یافت . لطفی ردیف آوازی و تصنیف قدیمی را نزد عبدالله دوامی و سه تار را نزد سعید هرمزی آموخت . اوپس از تاسیس مرکز حفظ و اشاعه موسیقی رادیو و تلویزیون ایران با مدیریت فنی برومند در جشن هنر شیرازشرکت کرد که حاصل آن بازسازی و احیای مکتب سید حسین طاهرزاده بود . محمدرضا لطفی به مدت سه سال به عنوان مربی آموزشی با کانون پرورش کودکان و نوجوانان و دو سال در مرکز گرد آوری و شناخت موسیقی رادیو و تلویزیون به همکاری پرداخت . او از سال 1353 به همکاری با رادیو ایران و گروه موسیقی دانشگاه تهران مشغول گردید و طی این مدت گروه شیدا را پایه گذاری نمود که حاصل آن بازسازی آثار شیدا ، عارف ، درویش خان ، رکن الدین مختاری و... بود. اوپس از پیروزی انقلاب اسلامی به مدت یکسال و نیم سرپرستی دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران را عهده دار بود و در همین سالها به اتفاق حسین علیزاده و سایر همکاران گروه شیدا و عارف ، به تاسیس کانون فرهنگی هنری چاووش همت گماشت که حاصل این فعالیت 9 كاست ، موسیقی چاووش است .

               

                                                    استاد محمدرضا لطفی

استاد محمد رضا لطفی

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 12:39 توسط محمد |

JavaScript Codes JavaScript Codes